تپیرا · شهر
پیادهروها: تعارض و مذاکره بر سر فضای عمومی
معرفی و خلاصه کتاب
میعاد صابری ·
پیادهرو فقط برای راه رفتن نیست. این موضوع اصلی کتاب «پیادهروها: تعارض و مذاکره بر سر فضای عمومی» نوشته آناستازیا لوکایتو-سیدریس و رنیا ارنفویشت است که در سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات MIT منتشر شد. کتاب به تاریخچه پیادهروها، کاربردهای مختلف آنها و تعارضهایی میپردازد که میان استفادهکنندگان و نهادهای مدیریت شهری به وجود میآید. در این نوشته قصد دارم کتاب را معرفی کنم، خلاصهای از مباحث اصلی آن ارائه دهم و در پایان به این بپردازم که این بحثها چه ارتباطی با وضعیت امروز و آینده پیادهروهای ایران دارند.

کتاب «پیادهروها، تعارض و مذاکره بر سر فضای عمومی»
Sidewalks: Conflict and Negotiation over Public Space
نوشته آناستازیا لوکایتو-سیدریس و رنیا ارنفویشت، انتشارات MIT، سال ۲۰۰۹
پیادهرو چیست؟
در نگاه اول، تعریف پیادهرو ساده به نظر میرسد. بخشی از خیابان که برای حرکت عابران پیاده در نظر گرفته شده است. اما اگر به آنچه در پیادهروهای شهر اتفاق میافتد دقت کنیم، میبینیم که مردم استفادههای متنوعی از این فضا دارند. در پیادهرو راه میروند، میایستند، صحبت میکنند، خریدوفروش میکنند، منتظر میمانند و گاهی ساعتها وقت میگذرانند.
کتاب از همین تنوع کاربری شروع میکند. پیادهرو بخشی از شبکه حملونقل شهری و در عین حال یکی از در دسترسترین فضاهای عمومی شهر است. بسیاری از تعاملات روزمره مردم در همین فضای نسبتاً محدود اتفاق میافتد.
مسئله اینجاست که همه این فعالیتها همیشه با یکدیگر سازگار نیستند. فضایی که برای عبور عابر در نظر گرفته شده، ممکن است همزمان محل کسبوکار، تجمع یا استراحت دیگران باشد. همین موضوع تعریف و مدیریت پیادهرو را پیچیده میکند.
تاریخچه پیادهرو و تحول خیابانها
خیابانها همیشه به شکل امروزی، با بخشهای مشخص برای خودرو و عابر پیاده، طراحی نمیشدند. در گذشته، افراد پیاده، وسایل نقلیه، فروشندگان و فعالیتهای مختلف در بخشهای مشترکی از خیابان حضور داشتند. با گسترش شهرها و افزایش رفتوآمد، بهتدریج نیاز به تفکیک فضاهای مختلف بیشتر شد.
گسترش وسایل نقلیه موتوری یکی از تحولاتی بود که نحوه استفاده از خیابان را تغییر داد. افزایش سرعت و حجم ترافیک، ضرورت ایجاد فضای مشخص و ایمن برای عابران را بیشتر کرد. در کنار این تحولات، قوانین شهری نیز بهتدریج مشخص کردند که هر بخش از خیابان چه کارکردی داشته باشد.
پیادهرویی که امروز میشناسیم، حاصل تغییرات تدریجی در طراحی خیابان، شیوههای حملونقل و مقررات شهری است. بسیاری از ویژگیهایی که امروز بدیهی میدانیم، در دورههای مختلف محل بحث و اختلاف بودهاند.
این تاریخچه یک سؤال مهم ایجاد میکند. اگر تعریف و کارکرد پیادهرو در گذشته تغییر کرده، آیا شکل امروزی آن برای نیازهای آینده شهرها هم مناسب خواهد بود؟
پیادهرو بهعنوان فضای اجتماعی
یکی از موضوعات جالب کتاب، نقش پیادهرو در زندگی اجتماعی شهر است. مردم گاهی برای قدمزدن، دیدن دیگران، گذراندن وقت یا حضور در فضای شهر از پیادهرو استفاده میکنند. این فعالیتها بخش مهمی از تجربه زندگی شهری هستند.
در دورههای مختلف تاریخی، قدمزدن در خیابان راهی برای نشان دادن هویت فردی و جایگاه اجتماعی بوده است. مردم با نوع پوشش، رفتار و حضور خود در فضای عمومی، بخشی از هویتشان را به نمایش میگذاشتند.
در مقیاس جمعی نیز خیابانها و پیادهروها محل برگزاری جشنها، مراسم و گردهماییها بودهاند. در چنین شرایطی، فضایی که در روزهای عادی برای حرکت استفاده میشود، موقتاً کارکرد دیگری پیدا میکند.
این موضوع از نظر برنامهریزی حملونقل هم جالب است. ما معمولاً کیفیت پیادهرو را با شاخصهایی مانند عرض، پیوستگی مسیر، دسترسی و کیفیت سطح آن ارزیابی میکنیم. این ویژگیها مهماند، اما تجربه استفاده از پیادهرو ابعاد دیگری هم دارد. دو پیادهرو با مشخصات فیزیکی مشابه ممکن است از نظر میزان حضور مردم، فعالیتهای اجتماعی و جذابیت محیط تفاوت زیادی داشته باشند.
تعارض میان استفادههای مختلف
یکی از بحثهای اصلی کتاب، تعارض میان کاربریهای مختلف پیادهرو است.
برای مثال، دستفروشی را در نظر بگیریم که بخشی از پیادهرو را برای فروش محصولاتش استفاده میکند. از دید عابری که میخواهد عبور کند، این فعالیت ممکن است مانع حرکت باشد. از دید فروشنده، همان فضا محل کسب درآمد است. حضور فروشنده حتی ممکن است باعث افزایش رفتوآمد و فعالیت اقتصادی در خیابان شود.
نمونههای مشابه زیادند. رستورانی که میز و صندلی در پیادهرو میگذارد، درختی که فضای عبور را محدود میکند، نیمکتی که محل استراحت فراهم میکند یا گروهی که برای گفتوگو در پیادهرو توقف میکنند، همگی بخشی از فضای مشترک را به خود اختصاص میدهند.
در بسیاری از موارد، یک فعالیت همزمان میتواند آثار مثبت و منفی داشته باشد. کاشت درخت ممکن است عرض مفید پیادهرو را کاهش دهد، اما سایه آن راه رفتن را در روزهای گرم راحتتر میکند. فعالیت تجاری ممکن است بخشی از مسیر را اشغال کند، اما به رونق و سرزندگی خیابان کمک کند.
ارزیابی کیفیت پیادهرو به شناخت این فعالیتها و تأثیر آنها بر یکدیگر نیاز دارد. میزان فضای آزاد برای عبور اهمیت زیادی دارد، اما شرایط استفاده از پیادهرو برای گروههای مختلف نیز باید در نظر گرفته شود.
پیادهرو متعلق به چه کسی است؟
موضوع دیگری که کتاب به آن میپردازد، حق استفاده از فضای عمومی است. پیادهرو معمولاً فضایی عمومی محسوب میشود، اما افراد و گروههای مختلف همیشه امکان استفاده یکسانی از آن ندارند.
برای مثال، آیا افراد حق دارند در پیادهرو تجمع کنند؟ آیا دستفروشی باید مجاز باشد؟ آیا کسی میتواند برای مدت طولانی در پیادهرو بنشیند یا استراحت کند؟ تکلیف افرادی که پیادهرو را بهعنوان سرپناه استفاده میکنند چیست؟
پاسخ به این پرسشها در شهرها و دورههای مختلف متفاوت بوده است. شهرداریها و سایر نهادهای مسئول با وضع قوانین و مقررات تلاش کردهاند استفاده از پیادهرو را مدیریت کنند. این قوانین ممکن است با هدف حفظ ایمنی، جلوگیری از سد معبر، نظافت یا برقراری نظم وضع شوند.
هر قانونی در عمل مشخص میکند چه فعالیتهایی مجازند و چه کسانی میتوانند از فضا استفاده کنند. برای مثال، ممنوعیت دستفروشی ممکن است عبور عابران را آسانتر کند، اما همزمان فرصت کسب درآمد را از گروهی از مردم بگیرد.
به همین دلیل، تصمیمگیری درباره پیادهرو با مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ارتباط نزدیکی دارد. اولویت دادن به هر نوع استفاده، پیامدهایی برای سایر استفادهکنندگان خواهد داشت.
قوانین چگونه پیادهرو را تغییر میدهند؟
بخش دیگری از کتاب به نقش شهرداریها و مقررات شهری اختصاص دارد. قوانین علاوه بر کنترل فعالیتها، بهمرور بر شکل و کارکرد پیادهرو نیز تأثیر میگذارند.
اگر اولویت اصلی مدیریت شهری، حرکت بدون مانع عابران باشد، احتمالاً مقررات سختگیرانهتری برای فعالیتهای تجاری، توقف و اشغال فضا وضع خواهد شد. در مقابل، اگر هدف افزایش فعالیت اجتماعی و اقتصادی باشد، ممکن است استفادههای متنوعتری مجاز شناخته شوند.
هرکدام از این رویکردها مزایا و محدودیتهایی دارند. آزاد گذاشتن تمام فعالیتها میتواند دسترسی و ایمنی عابران، بهویژه افراد دارای معلولیت، را مختل کند. محدود کردن بیش از حد فعالیتها نیز ممکن است از تنوع و سرزندگی فضای شهری بکاهد.
چالش مدیریت شهری، پیدا کردن تعادلی میان این نیازهای مختلف است. این تعادل احتمالاً برای همه خیابانها و در همه ساعتهای شبانهروز یکسان نخواهد بود. برای مثال، یک خیابان تجاری پرتردد ممکن است به مقررات متفاوتی نسبت به یک خیابان مسکونی نیاز داشته باشد.
بازنگری در تعریف پیادهرو
در فصل پایانی، کتاب دوباره به نقش پیادهرو در فضای عمومی شهر برمیگردد. با مرور تاریخچه و کاربریهای مختلف آن، میتوان دید که ویژگیهای فیزیکی، عملکرد حملونقلی، فعالیتهای اجتماعی و مقررات شهری همگی در شکلگیری پیادهرو نقش دارند.
پیادهرو همزمان چند کارکرد مختلف دارد. گاهی این کارکردها یکدیگر را تقویت میکنند و گاهی در تعارض قرار میگیرند. قوانین، طراحی شهری و رفتار مردم نیز دائماً بر نحوه استفاده از این فضا تأثیر میگذارند.
در برنامهریزی و طراحی پیادهروها باید این تنوع کاربری را در نظر گرفت. نیازهای یک پیادهرو در مرکز تجاری شهر ممکن است با پیادهرویی در یک محله مسکونی متفاوت باشد. شناخت استفادهکنندگان، نوع فعالیتها و شرایط محلی میتواند به تصمیمگیری بهتر درباره طراحی و مدیریت این فضاها کمک کند.
آینده پیادهروهای ایران
بیشتر مثالها و مطالعات کتاب مربوط به شهرهای آمریکا هستند، اما بسیاری از مسائل مطرحشده برای شهرهای ایران هم آشنا هستند.
در شهرهای ایران، پیادهروها علاوه بر حرکت عابران، محل دستفروشی، فعالیت مغازهها، معاشرت و توقف مردم هستند. در بعضی خیابانها، موتورسیکلتها و خودروهای پارکشده هم بخشی از فضای پیادهرو را اشغال میکنند. از طرف دیگر، کیفیت نامناسب سطح پیادهرو، نبود مسیر پیوسته و موانع مختلف، حرکت را برای بسیاری از افراد، بهویژه سالمندان و افراد دارای معلولیت، دشوار میکند.
در چنین شرایطی، سؤال این است که برای بهبود پیادهروهای ایران باید از کجا شروع کنیم؟
آیا اولویت باید افزایش عرض پیادهرو و حذف موانع باشد؟ فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی چگونه باید مدیریت شوند؟ آیا میتوان با طراحی بهتر و مقررات مناسب، امکان استفادههای مختلف را در کنار حرکت ایمن عابران فراهم کرد؟
به نظرم پیش از پاسخ دادن به این پرسشها، باید شناخت دقیقتری از پیادهروهای موجود داشته باشیم. باید بدانیم پیادهروها کجا هستند، چه ویژگیهایی دارند، چه موانعی در آنها وجود دارد و مردم چگونه از آنها استفاده میکنند.
امروز با پیشرفت فناوریهای نقشهبرداری، پردازش تصویر و هوش مصنوعی، امکان ثبت و تحلیل بسیاری از ویژگیهای فیزیکی پیادهروها در مقیاس شهری فراهم شده است. این اطلاعات میتوانند برای ارزیابی دسترسپذیری، پیادهپذیری و شناسایی کمبودهای زیرساختی استفاده شوند. در کنار آنها، شناخت نحوه استفاده مردم، تجربه راه رفتن و تعارض میان فعالیتهای مختلف نیز به برنامهریزی و طراحی بهتر کمک میکند.
مطالعه این کتاب فرصتی است برای بازنگری در پرسشی که شاید کمتر به آن توجه کرده باشیم. وقتی درباره بهبود پیادهروها صحبت میکنیم، دقیقاً به دنبال بهبود چه چیزی هستیم؟ شرایط حرکت عابران، کیفیت فضای عمومی، امکان فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی یا ترکیبی از همه اینها؟
پاسخ به این پرسش میتواند نقطه شروعی برای بازنگری در طراحی و مدیریت پیادهروهای آینده ایران باشد.